خُلق نازنین محمد صلوات
به نام یکتا خدای پاک و پاکیزه
درود به همه ی بازدیدکنندگان
نوشتاری را که در این تارنما می بینید به همه مردم خیر وابستگی دارد و از دوستان گرامی خواهشمندم که نوشته های درست تر یا پر کننده تر را با تارنما ها یا تارنگارها یا نامه های الکترونیکی بفرستند یا در بخش نظرات بگذارند تا به کار برده شوند . دوستان گرامی چنانچه برای ایشان انجام پذیر است نشانی این تارنما را در دید دیگران بگذارند تا بازدیدکنندگان آن بیشتر شود و همچنین اگر انجام پذیر است تبادل لینک بفرمایند . نوشته های این تارنما اگر جاهایی پیوندی با هم ندارند به شوند نوشتن آن ها در گذران های گاهی است که در چندین سال نوشته شده است . دوستان اگر هاست و دامین معتبر و رایگانی می شناسند خواهشمندم که شناسش کنند تا به کار برده شوند . دوستانی که خواهان آگاهی هایی دیگر درباره ی خیر هستند با فرستادن در بخش نظرات افزوده کنند . از نوشتارهای شما در هر زمینه به ویژه درباره واژگان و واژه ساخت های گویش خیری و دیگر گویش های فارس و آیین بومی و شناسه های بومی خیر ، فرتورهای خیر و نشانی تارنماهایی وابسته به فرهنگ بومی خیر، رونیز ، ایج ، نی ریز ، فسا ، داراب و خاور فارس ، بسیار خورسندانه پیشواز می گردد .
تعدادی از واژگان ویژه گویش خیری در لینک http://beker.blogfa.com/ جمع آوری شده است که در سال آینده به همراه ریشه شناسی و ارتباط آنها با زبان پهلوی و تقسیم بندی در سه دسته افعال و قیدها و اسم ها با ویرایش بهتری در همان وبلاگ افزوده خواهد شد .
ضرب المثل ها و اصطلاحات خیری و بازی های بومی خیر (ترنه بازی و بازی هو بیو ) در یک تایپیک جداگانه در همین وبلاگ گذاشته خواهد شد .
مردم خیر نام روستاهای خود را به گویش خود چنین می گویند :
خانه كِت xaneket خونه کت xuneket
قَشْم قاوي qašamqAvi قشم قووی qašmqowi
سَهل آباد sahl AbAd سهل آﭜاد sahl AßAd
دربندان darbandAn دربننون darbannun
ماه فَرُخان mAhfarroxAn مفرغون mafarġun
بَنَوان banavan بَنوون banown
دستجرد dastgerd دستغرد dasġerd
دهويه dehuye دهو dehu
مبارك آباد mobArak AbAd مارکوﭜاد mArkoßAd
محمدآباد mohammad AbAd محدو ﭜاد mahdoßad
لاي خرمي (انجیرک) lAyxorrami (angirak) لِی خرم (انجیرک) leyxaram(angirak)
دامنه dAmane دونه done
خانه کت به صورت خان + زیر +کت نیز آمده به معنای بزرگ کت
روستای در بندان به صورت قلعه ای بوده که بنای قلعه خشتی آن در دهه 60 به دلیل عبور جاده از کنار آن کاملا تخریب شد .
روستاهای سهل آباد و دربندان در دهه 80 کاملا به هم پیوستند .
ماه فرخان به معنای ماه تابان یا ماه زیبا در زبان پارسی دری و به معنای شهر فرخان در زبان پارسی پهلوی است چون در زبان پهلوی ماه به معنای شهر است و دینوری نویسنده کتاب اخبار الطویل در صفحه 86 فرخان را نام دو فرد میداند که یکی از آنها را آخرین حریف اردشیر یکم می داند و نسب او را به اشکانیان نسبت می دهد و دیگری را نام موبدان موبد (موبد بزرگ) یزدگرد ساسانی می داند .
دستجرد معرب دستگرد است و این نوع نامگذاری ها که به پسوند گرد ختم می شود در فارس باستان بسیار دیده می شود مانند دارابگرد که همان شهر داراب باستان است . ساسانیان و حکومت های پیش از آنان شهرها را بیشتر با پسوند گرد می ساخته اند همانند سوسنگرد، بروگرد (بروجرد) و دارابگرد. پسوند گرد در اینجا نه به معنای گردی که تغییر یافته است(=دایره ای) بلکه به مفهوم اثر و ساخته است. مثلا دارابگرد می تواند شهری باشد که به دستور و یا برای بزرگداشت داراب ساخته شده است . دستگرد به مفهوم کرده ی دست و یا دست ساخت است. در روسیه نیز نام شهرهایی چون لنین گراد به همین ترتیب ساخته شده اند و جرد و گرد در آخر نام دستگرد از این قاعده مستثنی نیست . البته خیری ها آن را دستغرد می نامند . روستاهای دستجرد و بنوان به طور کامل در دهه 80 به هم پیوسته اند .
بنوان به معنای نگهدارنده خرمن است .
نوع لحن و گویش بنوانی ها و دستجردی ها که چند تفاوت کوچک با لحن و گویش سایر خیری ها دارد کاملا شبیه لحن و گویش نیریزی هست :
نمی در مضارع و ماضی استمراری منفی که از پیشوند نمی + فعل ساخته شده است در گویش بکرها به صورت نم nem هست اما در گویش نیریزی ، بنوانی و دستجردی به صورت نی ney هست . به طور کلی تفاوت نه چندان محسوسی در گویش بکرها و نی ریزی هاست ولی اگر با دقت بیشتری توجه کنیم خواهیم یافت که لهجه بکرها اندکی بم تر از لهجه نی ریزی هاست .
حدود 80 درصد دریاچه بختگان در منطقه خیر خشک شد .
بسیاری از قنوات خیر خشک شده است .
آبگرم خیر برای نخستین بار به طور کامل خشک شد .
چشمه خدر برای نخستین بار به طور کامل خشک شد .
چاه های نزدیک به دریاچه بختگان از سال 82 به طور کامل خشک شده است .
آب تعدادی از چاه ها شور شده است .
چراگاه های طبیعی به طور کامل خشک شد .
باغات شمالی خیر در حال خشک شدن است .
قطعی آب در برخی از ساعات روز همچنان ادامه دارد .
کشت تابستانی در برخی از روستاها قطع شد .
کشت زمستانی در برخی از روستاها قطع شد .
خشکسالی دهه 80 که در سالهای 80 و 87 به اوج خود رسیده است باعث خشک شدن تعداد زیادی از قنات ها و چشمه ها و چاه ها ، همچنین کاهش مقدار آب چاه ها شده و گاهی مواقع همراه با شور شدن آب چاه های زراعی گزارش شده است . این خشکسالی تاثیر بسیار زیادی بر اوضاع معیشتی مردم گذاشته و جمعیت زیادی را با بحران روبرو کرده است که همراه با مهاجرت آنان به شهر ها ادامه دارد . فقدان برنامه و بی نظمی بخش کشاورزی را گریبانگیر اوضاع آشفته خود نموده و این بی برنامگی و نبود دور اندیشی و عدم توجه به بخش کشاورزی و مردمی که از این راه گذران امور می کنند به همراه کمبود اطلاعات علمی مکانیزاسیون کشاورزی و عدم اعتبارات لازم همراه با کاهش میزان بارندگی ، پدیده گرم شدن زمین و برداشت های غیرقانونی و بیش از حد از سفره های زیر زمینی ، بستر بحران وخیمی را در این منطقه فراهم کرده است و در صورتی که دولت تدابیر لازم را اتخاذ نکند این منطقه و مناطق دیگر کشور با چالش های بسیاری روبرو خواهد شد . طی این خشکسالی بسیاری از باغ ها خشک شده اند و بسیاری از کشتزار ها بدون کشت مانده اند . سطح آب دریاچه بختگان به کمترین مقدار خود رسیده است و بسیاری از پوشش های گیاهی نیز نابود شده اند . دولت اگر چیزی حدود یک درصد از اعتباراتی که برای پروژه هایی که سود آن در جیب اشخاص می رود را برای قطره ای کردن و مکانیزاسیون کشاورزی به ویژه آبیاری قطره ای به کار می برد اکنون شاهد این بحران نبودیم . مهاجرت به شهر ها ، حاشیه نشینی ، روی آوردن به مشاغل کاذب ، قاچاق و مواد مخدر ، بزهکاری های اجتماعی ، افزایش جمعیت بیکار ، افزایش نرخ تورم و ... از مسائلیست که به طور مستقیم یا غیر مستقیم می تواند با رکود بخش کشاورزی که عمدتا مردم روستاهای کشور با آن سر و کار دارند ، مرتبط باشد . هزینه ای که دولت برای مبارزه با این پدیده ها می پردازد بسیار بیشتر از هزینه هایی است که بخواهد برای قطره ای کردن آب زراعی بپردازد . دولت حتی از پرداخت این اعتبارات به صورت وام نیز دریغ می ورزد . اگر امروز چند کشور ایران را تحریم صنعتی کرده اند شاید روزی فرا رسد که همه کشورها ایران را تحریم محصولات کشاورزی مانند گندم کنند ! که امیدواریم این اتفاق هرگز روی ندهد . آن روز آیا دولت ایران چه خواهد کرد ؟ پیشگیری همواره کم هزینه تر از درمان است !
هر چند که امیدی به بازنگری در سیاست های بخش کشاورزی نیست ، اما امیدواریم که با افزایش میزان نزولات آسمانی ، جلگه خیر و سراسر خاک مقدس ایران دوباره سرسبز شود .
خير با تلفظ لاتين xir به مجموعه روستاهاي شرق استان فارس گفته مي شود كه در فاصله 125 تا 170 كيلومتري شرق شيراز واقع شده است . فاصله هوایی خیر با تهران 774 کیلومتر است . در تقسيمات كشوري خير را دهستان خير مي نامند كه از توابع شهرستان استهبان مي باشد . خير از شمال به درياچه بختگان ، و از ساير نقاط به رشته كوه هاي زاگرس جنوب غربي محدود مي شود كه بلند ترين ارتفاعات آن كوه هاي خانه كت با بلنداي حدود 3000 متر مي باشد . یکی دیگر از حدود خیر در کوهستان های جنوبی پوزه قلات است . خير از لحاظ جغرافيايي از سمت باختر به روستاهاي خرامه از بخش هاي شهرستان شيراز مربوط مي شود كه آخرين روستاي آن ديبدون است. از خرامه به سمت خير يك جاده آسفالت در امتداد درياچه بختگان قرار دارد كه در برخي مناطق فاصله اين جاده با درياچه بسيار اندك مي شود . قسمتي از اين جاده در سال 69 و قسمت ديگر آن درسال 79 ساخته شد . ولي پيش از آسفالت شدن ، اين جاده به صورت شوسه با قدمت چند هزار ساله وجود داشته است كه خيري ها به آن راه شيرازي مي گويند . روستاهاي كنوني خير كه روي اين جاده قرار دارند از باختر به خاور به اين صورتند : خانه كِت ، قَشْم قاوي ، سَهل آباد ، دربندان ، ماه فَرُخان ، بَنَوان ، دستجرد ، دهويه ، مبارك آباد و محمدآباد . در نهايت اين جاده به شهرستان ني ريز مي پيوندد . البته دو روستاي ديگر خير يعني دامنه و لاي خرمي با يك فاصله كم در نزديكي اين جاده قرار دارند . روستاهاي خير با جاده هاي آسفالت غير استاندارد كه درفاصله سالهاي 69 تا 79 ساخته شده است به هم مربوط اند جاده خرامه-خير-ني ريز تنها در محور محمد آباد - ني ريز استاندارد مي باشد . جاده ي ديگري نيز از ازسمت خير به جاده اصلي شيراز-كرمان وجود دارد كه آسفالت مي باشد . جمعيت خير با توجه به تعداد راي دهندگان انتخابات سالهاي 82 تا 84 بين 12 تا 17 هزار نفر تخمين زده مي شود كه عدم تمركز آن در يك روستا و پراكندگي آنها مانع از تشكيل يك بخش مي شود . جمعيت روستاها را به اين صورت تخمين مي زنم :
سهل آباد 3500 نفر
ماهفرخان 3000 نفر
بنوان 2500 نفر
دستجرد 2000 نفر
مبارك آباد 1000 نفر
خانه كت 700 نفر
قشم قاوي 800 نفر
دامنه 2000 نفر
دربندان 300 نفر
لاي خرمي 600 نفر
محمد آباد 2000 نفر
دهویه 500 نفر
البته اين آمار دقيق نيست.

ماهفرخان از لحاظ ارتباطي در مركز خير قرار دارد . ماهفرخان تا شيراز 140 كيلومتر فاصله دارد . فاصله ديگر روستاها تا ماهفرخان :
سهل آباد 4 کیلومتر
قشم قاوي 35 کیلومتر
خانه كت 38 کیلومتر
دربندان 3 کیلومتر
بنوان 5 کیلومتر
دستجرد 6 کیلومتر
مبارك آباد 7 کیلومتر
محمد آباد 9 کیلومتر
دهويه 6 کیلومتر
لاي خرمي 15 کیلومتر
به جز مردم روستاي محمد آباد مردم خير از نژاد آريايي ، سفيدپوست ، فارس ، فارسي زبان با گويش شرق فارس و شيعه دوازده امامي مي باشند . گويش مردم خير با گويش نيريزي يكسان و با گويش فسايي شباهت بسيار نزديكي دارد و با ديگر گويش هاي فارس مشابه است . طبق سندي مربوط به سال هاي حول و حوش 1150 خورشيدي كه بر روي پوست گاو نوشته شده است ، حدود خير طوري مشخص مي شود كه شامل مكان هاي فعلي محمد آباد ،مبارك آباد ، دستجرد ، بنوان ، دهويه و گرده كه در تقسيمات كشوري روستاهاي دهستان خير محسوب مي شود نيست . در اين نوشتار اين منطقه را تحت عنوان خير غربي ياد مي كنم تا از خيري كه در ذهن مردم است بازشناخته شود . البته به غير از روستاي گرده كه كلا با منطقه خير فاصله دارد ، مردم خير به كل اين روستاها خير مي گويند و كمتر كسي از خود مردم خير به اين مطلب آگاه است . چنانكه كمتر از صد سال پيش روستاها و قلعه هايي بوده اند كه اكنون نيستند مانند خسرو آباد ، اله آباد ، صادق آباد و قلعه سون (sun) و برخي از روستاها چند كيلومتري جابجا شده اند . مردم روستاهاي بنوان و دستجرد مردمان بومي و اصيل خيرند و از روزگاران كهن در اين منطقه بوده اند ، اما طبق آن سند مكان هاي فعلي اين روستاها جزء خير غربي نيست ؛ البته قسمتي از زمین های کشاورزی بنوان جزء خیر غربي بوده اند و شاید روستاهای بنوان و دستجرد در زمان های قدیم در حدود خیر غربي قرار داشته اند . چونكه اين زمين هاي كشاورزي در فاصله 2 كيلومتري مكان روستاها قرار دارند و به دليل يكجانشيني نوين دوره پهلوي امكان اين وجود دارد كه موقعيت روستاها چند كيلومتري جابجا شده باشد، اما قلعه سون جزء خیر غربي نبوده است . در هر حال مردمان اين روستاها به جز محمدآبادي ها و گرده اي ها جزء مردم اصيل و بومي خير و شهر كهن خيره بوده اند ، كما اينكه در برخي از نوشته ها مكان شهر خيره را در دستجرد كنوني دانسته اند . نويسنده تارنگار اطلاعات جامع و كاملي در مورد مردم دستجرد ، انجيرك ، گرده، دامنه ،بنوان ، ماهفرخان ، محمد آباد و دهويه ندارد ولي تنها چيزي كه قابل ذكر است اين است كه توده مردم خير در تك تك روستاها به جز محمدآباد و گرده ، مردم بومي و اصيل خيرند و مردم روستاي ماهفرخان كه در مركزيت خير قرار دارد ، متشكل از مردم بومي ماهفرخان ، مردم ساير روستاهاي خير و شهرها و روستاهاي همسايه خيرند . ساير مردم روستاها به صورت يكدست و بومي باقي مانده اند و چون اطلاعات جامعي ندارم ، از دوستاني كه اطلاعات جامعي راجع به ساير روستاهاي خير دارند ، خواهشمندم كه با ارسال مطالب تكميلي يا تصحيحي وبلاگ را مستند تر كنند . ساكنان اصلي و بومي خير غربي بكرها (beker) هستند كه هم اكنون بيشتر در روستاهاي غربي اين منطقه ساكنند ؛ يعني روستاهاي قشم قاوي ، خانه كت ، سهل آباد و دربندان و به صورت كمتر و پراكنده در روستاهاي مبارك آباد ، ماهفرخان ، دستجرد و دامنه نيز زندگي مي كنند . شاخصه اصلي بكرها ، اندام ورزيده ،چهار شانه ، قد بلند ، بيني كشيده ، موي مجعد و خرمايي رنگ و چشم هاي رنگي است . در کل بکرها بلوند (بور) هستند و به تیزهوشی و یادگیری سریع معروفند . برخي از بكرها طي خشكسالي هاي دوره پهلوي اول و اوايل پهلوي دوم به مناطقي مانند خشت و دالكي در بوشهر و پیش قلعه ، آشخانه و کریک در بجنورد ، قوچان ، درگز، مشهد و ديگر مناطق شمالي خراسان مهاجرت كرده اند كه با فاميلي هاي بكري و شيرازي شناخته شده اند . همچنین در کربار و خرامه (بهرام شهر) و روستاهای آن که تابع شهرستان شیراز هستند نیز حضور بکرهای بومی آن مناطق دیده شده است . بکرها دارای قلعه ها و قلات های متعددی در سرزمین های غربی خیر بوده اند که بیشتر آنها نابود شده است . بکرها خود شامل تیره های کوچکتری مانند جیلکی ها geylaki ، خانی ها xani ، خلیل شیرویی ها xalil širuyi ، ابوالقاسمی ها abolqasemi و .... هستند كه عمدتا تيره هاي خانه كت و قشم قاوي با تيره هاي سهل آباد و دربندان و ... مجزا از همند و ماهیت آنها را تنها اندکی از پیرمردان این روستاها می دانند . اقليت بسيار كوچك ( كمتر از ده خانوار ) عرب از تيره هاي عرب مزيدي و ... طي مهاجرت هايي از سال 1320 تا 1340 خورشيدي از مناطق اطراف فسا و شيراز وارد خير شدند كه بيشتر در روستاهاي سهل آباد و ماهفرخان سكني گزيدند . البته بجز تیره عرب مزیدی ،تیره های قوهستانی ، عرب شیری ، تیره عزیزی و تیره لبو محمدی که به صورت عشایری زندگی می کرده اند و خیر در ایلراه آنها بوده است نیز احتمالا در روستاهای دیگر خیر قرار گرفته اند مانند قوهستانی ها در ماهفرخان و دامنه . اقليت بسيار كم جمعيت ( كمتر از ده خانوار ) كلو (kolu) كه شاخصه اصلي آنها پوست تيره و موي فرفري است كه قيافه اي شبيه به آفريقايي ها دارند نيز در بين مردم خير ديده مي شوند كه اينان نيز همچون عرب ها طي چند دهه گذشته از منطقه ناشناخته ای وارد اين منطقه شده اند . البته به تعداد كمتري نيز شاهسون ها در بنوان و دستجرد و دهویه پراكنده شده اند . شمار بسيار كمي از مردم خير پراكنده در ساير روستاها ، نيز از مناطقي مانند لايزنگان داراب ، رونيز ، ني ريز ، سیرجان ،خرامه ، رستاق نی ریز ، سرحد نی ریز ، داريون شيراز ، خرامه ، كربار و ديگر روستاهاي شيراز در دوران قاجار و حتي شايد پيش از آن به صورت تيره و طايفه اي يا تك خانواده اي در خير ساكن شده اند كه تمامي آن ها فارسي زبان بوده اند . عرب ها و كلو ها به زبان فارسي حرف مي زنند و پس از تمامي اين مهاجرت ها مردم خير با يك گويش واحد صحبت مي كنند و از لحاظ فرهنگي يكدست شده اند . در مورد محمد آباد ، همان طور كه مي دانيد ترك هاي جنوب ايران بومي جنوب نيستند و در زمان هاي دور به صورت كوچ نشيني وارد جنوب و به تدريج در روستاها ساكن شده اند . يكي از اين ايل ها ، ايل شاهسون مي باشد كه تنها محل سكونت آنان در جنوب در روستاي محمد آباد خير هست . زبان مادري مردم محمد آباد تركي شاهسوني است كه به طور كامل با هيچ يك از لهجه هاي زبان تركي ايراني يكسان نيست اما از لحاظ ساختاري و لحن با زبان تركي قشقايي مشابهت دارد . تاريخ ترك های جنوب براي شخص خودم سنديت چنداني ندارد و تاريخ ورود آنها به جنوب و خروج از سرزمين مادريشان مشخص نيست . با اين حال ورود شاهسون ها به خير را در برخی از نوشته ها به اواخر دوره زنديه از آذربایجان و در برخی دیگر از نوشته ها در دوران شاه عباس از آذربایجان و برخی دیگر از نوشته ها به دوران سلجوقی در قرن 5 از ترکمنستان و خوارزم در آسیای میانه نسبت مي دهند كه هيچ سند معتبري از آن وجود ندارد . مردم محمد آباد با همزبانان خود به تركي و با مردم ديگر به فارسي صحبت مي كنند . محمدآبادي ها به جز در زبان مادري در تمام جنبه ها با خيري ها اشتراك دارند و با آزادي كامل از تمام حقوق شهروندي زندگي مي كنند و همواره بين آنان ازدواج هاي متعددي روي مي دهد . سخت کوشی از شاخصه های شاهسون های محمدآباد است . در برخی از نوشته ها شاهسونها را از ترکان قزلباش و در برخی دیگر از نوشته ها آنان را از تیره گوک پر اینالو دانسته اند . وجه تسميه شاهسون ؛ شاهسون از دو كلمه شاه و سون تشكيل شده است كه طبق گفته ي برخي از شاهسونها كلمه فارسي شاه اشاره به حضرت اميرالمومنين علي ابن ابي طالب (ع) و سون از مصدر تركي سوماخ (دوست داشتن=sevmAx) به معناي دوستدار گرفته شده است . مردم محمدآباد شيعه دوازده امامي اند . معماري تمامي روستاهاي خير غير از ماهفرخان و سهل آباد به صورت قلعه اي بوده است و هم اينك تمامي اين قلعه ها نابود شده اند . فامیلی بیشتر مردم خانه کت و قشم قاوی ، بکری و جنگلی ، سهل آباد ، رنجبر ، دربندان ، فتحی ، دامنه ، الهی ، بنوان و دستجرد ، زارع ، مبارک آباد ، مبارکی ، محمد آباد ، شاهسونی و شاهسوندی و مردم سایر روستاها فامیلی های متعددی دارند . در مورد گويش خيري بعدا صحبت خواهم كرد . با اين حال اگر خوانندگان اين وبلاگ تمايلي به ارائه مقالات تصحيحی يا تكميلی دارند از آنها استقبال مي شود .
نوشته زیر بر اساس مطالعات شخصی خودم هست که چون مدت زیادی از مطالعه آن می گذرد نمی توانم منابع را به صورت دقیق بیان کنم . مطالعات من از ستون های تاریخی روزنامه خبر جنوب پاییز و زمستان 79 ، کتاب جغرافیای تاریخی استهبان نوشته آقای کیانی ، کتاب های تاریخی مربوط به دوره هخامنشی و ساسانی و یک کتاب تاریخی که ابن مقفع در قرن دوم نوشته است ، می باشد .
در زمان هخامنشی در محل کنونی دهستان خیر یک شهر کوچک به نام خیره xire قرار داشته که در حال حاضر هیچ آثاری از آن به جا نمانده است و حتا مردم بومی هم چیزی از خیره نمی دانند . خیره از شهرهای پارسه ، دارابگرد ، استخر و ناي زي (نیریز) کوچکتر بوده و جاده ای که از پارسه (تخت جمشید) به سمت کارمانیا (کرمان) می رفته از خیره نیز عبور می کرده است . تنها اهمیت خیره در دنیای آن روز ، برپایی آتشکده ساسان پدر بابک و پدر بزرگ اردشیر یکم پایه گذار پادشاهی پارسی ساسانی بوده است . آتشکده ساسان معروف ترین آتشکده شرق فارس بوده و به همین علت خیره یک شهر مذهبی بوده است . ساسان موبد زرتشتی در زمان پادشاهی آخرین پادشاه اشکانی در خیره زندگی می کرده که بنا به دلایلی آتشکده وی به شهر دارابگرد مرکز ساتراپ دارابگرد جابجا می گردد و با رفتن ساسان از خیره ، از اهمیت شهر خیره و رونق آن کاسته می شود . اما بابک پسر ساسان در شهر دارابگرد با دختر حاکم دارابگرد ازدواج می کند و با تشکیل یک سپاه و نفوذ در بین بزرگان دارابگرد ، پس از مرگ حاکم ، خود جای او را می گیرد. بابک پس از مدتی با استفاده از هرج و مرج ایجاد شده در دولت مرکزی ، قلمرو خود در شرق فارس را گسترده تر می کند و اردشیر پسرش نیز پس از وی تمام فارس را به تصرف در می آورد و به عنوان یک مدعی پادشاهی ایران با پادشاه اشکانی در هرمزگان می جنگد و او را شکست می دهد . مرکز حکومتی اردشیر بابکان در مرکز ساتراپ گور بوده و شهر گور در سه كيلومتري فيروزآباد امروزي قرار داشته است . خیر یکی از شهرهای ساتراپ دارابگرد است که یکی از پنج ساتراپ معروف فارس بوده است . ساتراپ گور در روزگار ساسانيان و سده هاي اول اسلامي از شيراز تا درياي پارس و جزاير جنوبي از خارك تا قشم و از شرق به دارابگرد و از غرب به بيشابور و كازرون محدود مي شد . در کتاب کارنامک ارتخشیر پاوه کان (کارنامه اردشیر بابکان) هیچ نامی از خیره برده نشده است و در سایر کتاب های تاریخی نیز خیلی کم نام خیره را می بینیم . خیره پس از ساسان ، از رونق می رود و در گستره تاریخ ایران محو می گردد تا اینکه امروز به شکل کنونی دهستان خیر در آمده است . یک بار اتفاقی از یک خیری عبارت ملک خیره را شنیدم که منظورش همان خیر بود . در یک نوشته خوانده بودم که محل شهر خیره احتمالا روستای دستجرد کنونی بوده است.

فرتور بالایی وابسته به چهارتاقی نیاسر هست . بیشتر چهار تاقی ها به همین شکل که می بینید بوده اند .
بزرگ ترين جشن مردم خير ، جشن نوروز است كه يادگاري است از نياكانشان و همراه با خانه تكاني ، پهن كردن سفره هفت سين ، پوشيدن لباس نو ، ديد و بازديد ، تبريك سال نو و عيدي گرفتن است كه تا سيزده نوروز ادامه دارد . خیری ها حداكثر تلاش خود را به كار مي برند تا ضمن نگهداري سنت هاي نوروزي ، اين ايام را به خوشي شروع و به خوبي به پايان برسانند . خیری ها به مجردي كه ماه اسفند شروع می شود ميگويند : بوي عيد مي آيد به همين خاطر به پيشواز نوروز ميروند. خیری ها در نیمه دوم اسفند ماه به سبز كردن سبزه، خانه تكاني و رفت و رو، تهيه لباس نو، پختن سمنو، پختن نون شيرينو ، پختن نون زردو ، تهيه شيريني و آجیل تهیه گندم برشته و تهيه تخممرغ آب پز ميپردازند . براي تهيه نون شيرينو از موادي چون آرد ، شكر ، شير ، گلاب جهت معطر شدن ، زعفران و خميرمايه و براي تهيه نون زردو از آرد ، سياهدانه ، زيره ، كنجد ، روغن ، زردچوبه و نمك كمك گرفته ميشود . پس از تحویل سال اعضای خانواده همدیگر را می بوسند و خود را در آینه نگاه می کنند . در گذشته به علت کمبود برنج و فقر مردم در روستاها تنها در شب عید پلو می خوردند و برای حفظ این سنت حتما شب عید باید پلو بخورند . از اول ماه فروردين اهالي خیر خودشان را براي ديد و بازديد از يكديگر آماده ساخته ، سعي ميكنند هر خانواده (فامیل) دسته جمعي به ديدار هم بروند . اهالي خیر كوشش دارند كه روز اول عيد به آن ها خوش بگذرد و بر اين باورند كه اين روز را به هر صورت به پايان برسانند ، تا آخر سال براي آنها به همان شكل ميگذرد . عيدي دادن و عيدي گرفتن در خیر مرسوم است . بزرگترها سعي دارند كه حتماً به بچهها عيدي بدهند . کودکان در روزهای سال نو در خانه اهالی را می زنند و عیدی می خواهند که در گذشته تخم مرغ آب پز و گندم برشته بوده و اکنون جای خود را به شوکولات داده است . سيزده نوروز(سيزده بدر) هم كه در طبيعت گرامي داشته مي شود . البته در گذشته رسم قاشق زني و روز علفه هم بوده كه الان منسوخ شده است . متاسفانه بنا به دلایل معیشتی در دهه اخير شور و شعف مردم در گرامي داشت جشن نوروز كاسته شده است . چهارشنبه سوري در خير مرسوم نيست . جشن ديگر مردم خير جشن شب يلداست كه با شب نشيني وصرف ميوه و آجيل همراه است . خیری ها سعی می کنند هندوانه بکارند و تا شب یلدا نگه دارند و انارهای یک درخت را به طور کامل تا شب چله نگه می دارند . نگاهي داريم به علفه alafe فراموش شده : آخرين روز اسفند ماه كه می رسيد ، صبح يك نفر از اعضاي خانواده از خانه بيرون مي رفت و به دشت ميرفت و از مزرعه گندم ، يك بوته گندم را با ريشه بيرون آورده و با شل به سر در خانههايشان ميزدند. اين بوته گندم را نگاه ميداشتند تا خودش بيافتد. چه بسا كه تا يك سال بوتههاي خشك شده گندم بالاي در باقي ميماند . به طور كلي در بعضي از شهرهاي فارس و اكثر روستاها روز قبل از عيد را روز علفه ميگويند . ولي ديگر كسي بوته گندم را به در خانه نمي زند . اعیاد مذهبی در خیر کم رنگ تر از جشن نوروز است . در روز عید قریان پس از برپایی نماز عید برخی از مردم گوسفند قربانی کرده و بین مردم نیازمند و آشنایان تقسیم می کنند . در روز عید فطر که مردم به آن عید ماه رمضان می گویند پس از برپایی نماز ، به زیارت امامزاده شاه عبد العظیم می روند و ادامه روز را در جوار بقعه متبرکه و باغ آن می گذرانند ،که از دهه ی 80 این سنت خوب مرسوم شده است . مردم خير مراسم ازدواج را در اعياد و ميلادهاي مذهبي مي گذارند و با اين شیوه اعياد مذهبي را گرامي مي دارند . مردم خير در برگزاري مراسم ازدواج مراسم خاصي دارند كه مراسم اصيل خيري بدين شرح است : خواستگاري : خانواده داماد عروس را خواستگاري مي كند . كدخدايي kadxodey : بزرگ ترهاي خانواده عروس و داماد درخانه عروس بر سر مقدار شيربها (پول جهيزيه كه به عروس داده مي شود) و مهريه و تاريخ عقد توافق مي كنند . عقد : عروس و داماد در خانه عروس در سر سفره عقد به عقد هم در مي آيند . عروس به عنوان زيرزباني zirzabuni از پدر داماد قول يك سفر زيارتي يا چيز ديگر را مي گيرد كه فارسي زبان ها از آن به عنوان زير لفظي ياد مي كنند . شام كه هزينه آن را داماد مي پردازد درخانه عروس سرو مي شود . معمولا عقد در اعياد مذهبي یا نوروز بسته مي شود . حنابندان hanAbannun : پس از صرف شام به طور همزمان در خانه عروس و داماد ، با نوازندگي ساز و نقاره خيري و خواندن شعر هاي خيري و شيرازي و پايكوبي در خانه داماد بر سر و دست و پاي داماد حنا مي بندند و سپس همزمان با نواختن ساز و نقاره ، خانواده داماد همراه با تشت حنا به خانه عروس مي روند و با پايكوبي بر دست و پاي عروس حنا مي بندند . بعضي اوقات با برداشتن يك مقدار كم حنا و كذاشتن آن بر روي دست به طور نمادين اين مراسم برگذار مي شود . عروسي : به طور همزمان در خانه عروس و داماد برگزار مي شود . درخانه داماد همزمان با نوازندگي ساز و نقاره مراسم تركه بازي انجام مي شود . ناهار در خانه عروس و داماد صرف مي شود . غروب داماد به همراه نوازندگي ساز و نقاره با فاميل داماد با اسب در گذشته و سواري گل كاري شده در اکنون و آهسته به بيرون از روستا مي رود و لباس دامادي را مي پوشد و سپس به خانه عروس مي رود . خانواده عروس براي داماد گوسفند قرباني مي كنند و دسته گل و كادوي طلا به او مي دهند . داماد به خانه خود بر ميگردد و برتخت آذين بسته مي نشيند و زن هاي روستا قند هاي سر تزيين شده و نقل و شيريني را همراه با يك دوري كه بر سر گذاشته اند پشت سر هم در كنار تخت داماد مي گذارند . اينك مراسم شادباشي (شواش كشي)(šawaškeši) آغاز مي شود . شواشي پول یا سکه طلا یا جواهر آلاتی است كه مردم به عنوان قرض الحسنه به داماد مي دهند و به اسم هر كسي كه خوانده شود ، داماد بايد در عروسي او اين پول یا طلا را بر گرداند . شواشي را يك نفر با صداي بلند مقدار پول و نام فرد را اعلام مي كند ، به طور مثال شواش اينگونه كشيده مي شود : "شواش شاپور خيري فرزند تهماسب 200 هزار تومن" . كشيدن شواش در خانه عروس همزمان انجام مي شود و گاه به جاي پول كادوي طلا شواش كشيده مي شود . پس از كشيدن شواش شام صرف مي شود . پس از شام ، نوازندگي و تركه بازي در خانه داماد انجام مي گيرد . نيمه شب خانواده داماد با اتومبيل گل كاري و با نوازندگي ساز و نقاره به خانه عروس مي روند و عروس را همراه با خواندن اشعاري تحويل مي گيرند و به حجله در خانه داماد مي برند . طبق آیینی برای خجستگی ورود عروس به خانه شوهر عروس بايد پيش از ورود به حجله يك كاسه آب كه در آن يك تخم مرغ است را آنقدر لگد بزند تا تخم مرغ شكسته شود و ظرف آب واژگون شود . صبح بعد از عروسي مادر داماد براي عروس حلواي گرم مي آورد و به خانه فامیل های نزدیک نیز می برد . پابازكنان(پاواكنون) : تا يك هفته عروس نمي تواند به خانه پدر برود . در پايان هفته خانواده عروس ،خانواده داماد و عروس و داماد را به صرف شام دعوت مي كنند و اصطلاحاً پاي عروس باز مي شود . عروس از اين پس مي تواند به خانه پدر برود . پاواكنون شايد همان پاگشا باشد . تركه بازي دو نفره و مردانه است . نفر مهاجم چوب اناري يك متري را با دو دست در بالاي سر خود نگه مي دارد و به سوي مدافع حمله مي كند . مدافع يك چوب كلفت 2متري را با دو دست جلوي خود مي گذارد و بايد با اين چوب كه پايه poy`ye نام دارد جلوي تنها ضربه مهاجم را كه مي خواهد به پاي او بزند را بگيرد . چوب مهاجم تركهtarke نام دارد . ترکه بازی دارای قوانین ویژه ای است ؛مثلا اگر مدافع خط و نشان را با پایه بر روی زمین بکشید مهاجم باید به فاصله یک ترکه از مدافع دور شود و از آنجا ضربه خود را بزند . وقتی مدافع خود را به سینه مهاجم می زند مهاجم نمی تواند ترکه بزند . وقتی مدافع فرار می کند مهاجم نمی تواند ترکه بزند . مهاجم می تواند به هر تعداد که می خواهد چوب را با دو دستش تکان دهد اما وقتی که ترکه را از یکی از دست هایش رها کند و به سوی مدافع ببرد دیگر حمله او تمام شده و جای خود را باید با مدافع عوض کند . ضربه ترکه باید از کمر به پایین زده شود اما اگر مدافع خم شود و چوب به دستش بخورد دیگر خطا نیست . تعداد دورهای ترکه بازی توافقی است و معمولا تعداد زیادی با هم بازی می کنند . ساز و نقاره saz o nAqqAre يكي از ساز هاي موسيقي بومي ايراني است كه در بيشتر مناطق ايران با تفاوت هايي نواخته مي شود ولي ساز و نقاره خيري حتي با سازهاي استان فارس هم متفاوت است و زيبايي آن چندين برابر است اگر باور نداريد حتما يك بار مقايسه كنيد . ساز و نقاره به دليل گسترش فرهنگ ضد ايراني در ميان مردم جايگاه خود را از دست داده و به روستاها ، ايلات و به ندرت در شهرستان هاي كوچك محدود شده كه اين روند تنزل در روستاها هم دنبال مي شود . ساز و نقاره در گوشه هاي متفاوتي نواخته مي شود . نقاره از يك نيمكره مانند آهني ساخته شده كه روي دايره بزرگ آن آهن نيست و پوست گاو را روي آن مي كشند . اين نيمكره مانند دوتاست . يكي كوچك و ديگري بزرگتر است . با دو تا چوب نيم متري كه روي پوست گاو نواخته مي شود كه با ريتم هاي متفاوت و ثابت نت هاي موسيقي را با كمك بازتاب صداي حاصله در فولاد ايجاد مي كنند . معمولا اين جفت نقاره را براي ايجاد صداي بيشتر يكنفر ديگر با همين شرح و همزمان مي نوازد . با اين شرح تعداد نقاره ها 4 تا مي شود . ساز هم كه يك شيپور برنجي است كه با سرنا هم شكل است. روي دسته ساز حدود 6 سوراخ است كه با دميدن و قرار دادن انگشتان دستها و برداشتن آنها با ريتم هاي مشخص نت هاي موسيقي ايجاد مي شود . گاهي از يك شيپوره بلندتر از ساز هم استفاده مي شود كه كرنا است و تلفظ خيري آن كرنه kerene است . ساز و نقاره هنگام اذان و روبروي مساجد و حسينيه ها بنا به احترام به عقايد ديني نواخته نمي شود . ساز و نقاره لري با همين اوصاف اما با ريتم ديگر در مناطق كهگيلويه و بوير احمد ، نورآباد فارس و ... و ساز و نقاره قشقايي در فيروزآباد و ديگر مناطق قشقايي نشين فارس و ساز نقاره عربي در روستاهاي عرب نشين فارس و ساز و نقاره كرباري در خرامه و ريتم هاي ديگر آن در ني ريز و فسا و ... ديده شده است . در مناطق ياد شده و چهار محال و بختياري تركه بازي رايج است .سوگ مردم خيرشامل ختم ،سوم ،چهلم و سالگرد مي باشد . مراسم عزاداري تاسوعا ، عاشورا ، سيزده محرم ، اربعين ، 28 صفر و 21 رمضان همراه با نوحه خواني و زنجير زني يك ضرب دو صفي يا چهار صفي و سينه زني حلقه ای برگزار مي شود. عزاداري عاشورا همراه با برپايي درفش ابوالفضل (ع) ،گهواره علي اصغر (ع) ، حجله قاسم (ع) ، نمايش دو طفل مسلم و شمر همراه است . در اين روزها مردم نذور خود را در حسينه ها يا در خانه ها پخش مي كنند . سينه زني حلقه اي يكي از مراسم زيباي منحصر به فرد خيري ها در تاسوعا و عاشوراست كه متاسفانه به سوي فراموشي مي رود . و بدين گونه است كه دو حلقه به شعاع يك متر با فاصله اي حدود 10 متر از همديگر تشكيل مي شوند و دور هر حلقه مردم جمع مي شوند . با خواندن نوحه توسط يك نفر ، دسته اول ، دست هاي خود را بالا مي برند و هماهنگ با ريتم نوحه دست هاي خود را پايين آورده و به صورت سه ضرب سينه مي زنند . آنگاه دسته اول ساكت مي ماند و با حركت كردن به سمت جلو دسته دوم مي ايستد و نوحه ديگري در جواب دسته اول مي خواند و به همین ترتيب سينه مي زنند . با اتمام اين قسمت دسته اول مي ايستد و نوحه ديگري مي خواند و اين چرخه تكرار مي شود . اين نوحه ها كه به صورت سينه به سينه نقل شده است ماجراي آمدن امام حسين (ع) از مكه به صحراي كربلا و واقعه عاشورا و شام غريبان و به اسارت بردن خاندان امام حسين (ع) را به صورت اشعاري بازگو مي كند . اميدوارم بتوانم اين نوحه ها را به اين متن اضافه كنم .مردم خير زيارت قبور مطهر امامان وامامزاده ها را بسيار دوست دارند . خرافه تا حدودي در بين خيري ها رواج دارد و روز به روز نسل جديد از آن فاصله مي گيرد .مثلا دمپایی یا کفش به عکس افتادن نحس است . یا رفتن به خانه کسی را پس از رفتن به گورستان در مراسم سوگ ، کاری بسیار زشت و ناپسند می دانند و به سبب آن برای اهل آن خانه اتفاق بدی روی خواهد داد . در قسمت هاي بعد خرافه ها را ذكر خواهم كرد. عقايد ديني در بين مردم خير همانند عقايد ديني عمده مردم ايران است . ساز بومی خیر ، نی و آواز بومی آواز دشتی است . رقص بومی خیری رقص با دو تکه پارچه و به صورت دسته جمعی در یک حلقه است .
از لحاظ مناطق ديدني خير يكي از مناطق زيباي فارس محسوب مي شود كه شوربختانه تنها در بين مردم شرق فارس شناخته شده است . خير به خاطر داشتن هواي معتدل ، بافت جلگه اي ، كشاورزي و باغداري گسترده ، محصور شدن بين درياچه و كوه ، داشتن چشمه هاي متعدد از يك طبيعت بسيار زيبا برخوردار است . کوه های خیر از دره های زيادی برخوردار است که به علت داشتن طبيعت زيبا در پيرامون خود، گردشگاه های طبيعی و جذابی را تشکيل داده اند . جلگه خیر از گونه های جانوری متفاوتی برخوردار است . اين گونه ها شامل پستانداران، پرندگان و آبزيان می شوند .

پوشش گياهی خیر را درختان جنگلی و گياهان دارويی و صنعتی تشكيل می دهد . مهم ترين گونه های درختی اين دهستان عبارتند از: پسته كوهی، گز ، بنه و بلوط و برخی از گياهان دارويی و صنعتی که شيرين بيان (مک mák )، گل گاوزبان ، بابونه ، کنگر ، كتيرا ، آنغوزه و گون برخی از اين گونه ها هستند . مناطق حفاظت شده بختگان و دامنه ی کوه های خیر رويشگاه بسياری از این گیاهان می باشند . در پوشش جانوری اين منطقه میتوان از حيوانات وحشي چون گرگ ، شغال ، روباه ، بزكوهي ، قوچ ، ميش و حيوانات اهلي چون گوسفند ، بز ، گاو ، خر ، و تعداد كمي اسب و استر نام برد . همچنين خزندگان ، مار و سوسمارهاي بزرگ و كوچك و از پرندگان وحشي و اهلي عقاب ، كبك ، تيهو ، بوف ، پرندگان كوچك ، مرغ و ماكيان در اين منطقه زندگي میكنند . امروزه تنوع پوشش جانوری منطقه خیر به دلیل شكار بي رويه در گذشته و عدم حمايت ارگانهاي مسئول در حفظ حيات وحش به حداقل رسيده است .
آثار ديدني و آثار باستاني خير به اين شرح است:
1-منطقه حفاظت شده بختگان
2-امامزاده شاه عبد العظيم(ع)
3-چشمه و قدمگاه خضر نبي(ع)
4-چشمه آب تلخون
5-چاه قاضي و باغ قاضي
6-چهار طاقي تخريب شده خانه کت
7-چهارطاقی ماهفرخان
8-كاروانسراي تخريب شده خانه کت
9-برج راهداری خانه کت
10 – دژ شاه نشین خیر (قلات خیر – قلعه خیر)
آثار بالا مورد حمايت هيچ نهاد دولتي نيست و به جز منطقه حفاظت شده بختگان ديگر آثار ارزش ديدن ندارد .
پارك ملي بختگان در استان فارس بين 15/53 الي 15/54 طول شرقي و 11/29 الي 51/29 عرض شمالي واقع شده است. مساحت آن در حدود 000, 160هكتار مي باشد. پوشش گياهی آن شامل انواع دياتومه ها و جلبكها , انواع گياهان شورپسند گز و ني و در مناطق خشكي ارس , بنه , تنگس ,قيچ , بادام كوهي , آويشن , كاكوتي و باريجه مي باشد . پستانداران پارک ملی بختگان شامل كل و بز و قوچ و ميش , گربه وحشي , گرگ , پلنگ , كفتار ,روباه , شغال و در دشتها آهو می باشد .

منطقه حفاظت شده بختگان در خير شامل اين جاذبه ها مي باشد :
1- چشمه آبگرم خير که در 18 كيلومتري يكي از جاده هاي فرعي محور شيراز-كرمان در 130 كيلومتري شيراز قرار دارد . و در كل با شيراز 165 با فسا 60 و با نيريز 35 كيلومتر فاصله دارد . اين چشمه در 100 متري كنار جاده آسفالت سهل آباد - خانه كت قرار دارد . آب نسبتا گرم اين چشمه هایی از دل كوهي كه در100 متري آن است مي جوشد . عمق آب از 50 تا 150 سانتي متر تغيير مي كند . آبگاه چشمه به صورت يك مستطيل مانند است كه دو سمت آن ديوار سنگي و دو سمت آن به كناره خاكي محدود مي شود . بعد از ظهر هاي پنج شنبه و جمعه در فصل تابستان تعداد زيادي از مردم بومي و شرق فارس براي آبتني به اين چشمه مي آيند كه آب آن همچون ديگر چشمه هاي آب معدني خاصيت درماني دارد . در اطراف درياچه هيچ اقامت گاه رفاهي نیست . در زمان قديم بر روي خروجي آب چشمه ، آسياب آبي بوده كه اكنون هيچ آثاري از آن به جا نمانده است . آب چشمه در يك نهر 12 متري جمع مي شود و با پيمودن يك كيلومتر به درياچه بختگان مي ريزد . عمق اين نهر به طور ميانگين 2متر است . در اطراف آبگرم و در كنار نهر يك محيط بكر و منحصر به فرد وجود دارد كه زيبايي اين منطقه را دو چندان كرده است . نغمه خواني پرنده هاي كوچك مانند سينه سفيد ، گنجشك ، چكاوك ، قمري ، مرغ زنبور خوار ، سيدك و ... به همراه سر و صداي قورباغه و وزغ يك محيط كاملا طبيعي ايجاد كرده است . همچنين از ديگر جانوران درون نهر :لاك پشت آبي،خرچنگ،مار آبي، تعداد کمی ماهي هاي بزرگ خوراكي و ماهي هاي سرخ كوچك مي باشد . در كنار آبگرم و دو سوي نهر يك پوشش گياهي با گياهان سوزني شكل و ني زار، جلبك ، گلسنگ و گياهان ديگري است كه به علت نداشتن اطلاعات كافي در زمينه گياه شناسي از آوردن اسم آنها خودداري مي كنم . در انتهاي نهر عمق آب به 3متر مي رسد و مردم بومي در آن شنا مي كنند ولي از لحاظ بهداشتي مانند آب آبگرم نيست . در برخی از نوشته ها آبگرم را آثار بندی از زمان هخامنشیان می دانند که به احتمال زیاد برای آسیاب مورد استفاده قرار می گرفته است . آجرهای سفالی مربع شکل با ابعاد 42×42 و پهنای 9 سانتی متر دربرخی از دیواره های آبگرم وجود دارند . آثار این بند ما را به این نکته رهنمون می کند که جاده کنار آبگرم در زمان هخامنشیان (550-330 قبل از میلاد) نیز مورد استفاده قرار داشته است . به عبارت دیگر قدمت جاده شیراز – کرمان که از خیر نیز می گذشته به 2200 سال پیش باز می گردد .
در تصویر زیر یک فلامینگوی تلف شده در ساحل بختگان را می بینید :

2- درياچه بختگان دومين درياچه بزرگ ايران است كه آب آن شور و مقدار نمك آن از درياچه اروميه و مهارلو بسيار كمتر است . درياچه دائمي بختگان در منطقه خير بيشترين عمق را دارد و اين درياچه در قسمت انتهايي دهانه ي رود کر و سيلابهاي نواحي مركزي و شرقي تشكيل شده است و طول آن به تقريب بيست فرسنگ یا 80 هزار گز بالغ ميگردد و عمق چنداني ندارند . به هنگام بارندگي در ماههاي سرد سال ، وسعت اين درياچه به سرعت افزايش مي يابد ولي در ماههاي گرم سال به علت نبودن باران و وجود تبخير شديد ، بیشتر پهنای آن به صورت باتلاق و شوره زار در مي آيد که پوشيده از قشري نمكي است . نوع پوشش این دریاچه مانند مسيله گاوخوني، هامون و جازموريان ، مهارلو و پريشان مي باشد . در فارسنامه ناصري آمده است : درياچه بختگان در ميان بلوك كربال و بلوك ارسنجان و بلوك آباده طشك و ناحيه خير افتاده ، درازاي آن از رستاق نيريز تا نظامآباد ارسنجان نزديك به 21 فرسخ و پهناي آن از كوشك آباده طشك تا خانهكت خیر 7 فرسخ باشد . آبش از رودخانه كربال و رودخانه توابع ارسنجان است . رودخانه ي ارسنجان آب شيرين دارد و از چشمه شيرخان برخاسته ، توابع ارسنجان را آب داده ، زياده آن به درياچه بختگان فرو ريزد . درياچه كوچكي به نام نرگس (طشت) به وسيله ي تنگه اي به دریاچه بختگان متصل ميگردد كه هر دو دریاچه ی نی ریز را تشكیل میدهند . مساحت دریاچه حدود 3120 كيلومتر مربع مي باشد و رود كر به آن ميريزد كه طول آن حدود270 كيلومتر است و بر روي اين رود سد خاكي درودزن احداث شده است . فلات ايران در دوران سوم هنوز زير آب درياي تيتيس TETHYS بوده است . در اواخر دوران سوم ، فلات ایران اندك اندك از زير آب بيرون آمد و درياچه هايي كه امروز در فلات ايران وجود دارد و تعداد آنها در دوران هاي تاريخي بيش از امروز بوده است بازماندهي همان درياي بزرگ قديم هستند . امروز بقاياي صدفها و حيوانات دريايي فسيل شده در تمام بخش هاي كويري و خشك ايران و حتي در برخي از كوهستان ها نمودار درياي بزرگي است كه فرورفتگي هاي ايران را فراگرفته بوده است . در اين دوره ، رطوبت كافي براي بوجود آمدن جنگل هاي سرسبز و مراتع وسيع در حاشيهي درياي مركزي و تمام فلات ايران موجود بوده و اين سرزمين ، هوايي مرطوب داشته است . پس از آن دوران ، يخبندان ها در اين قسمت از زمين آغاز گشت و در آغاز دوران چهارم با گرم شدن هوا ، دوره ي سيلاب ها و باران ها شروع شد و در نواحي پست فلات ، درياچه ها به وجود آمد و در حدود 15 تا20 هزار سال پيش ، دورهي خشكي پديد آمد كه هنوز ادامه دارد . در دوران خشكي اندك اندك دو درياي بزرگي كه دشت كوير و كوير لوت را پوشانده بودند، خشك شدند. درياچههاي ديگري مانند درياچه ي بختگان ، ساوه ، زره سيستان ، درياچه ي اروميّه و ... نیز كه يادگار آن درياي بزرگ هستند در زمان گذشته، زمين بزرگتري را پوشانده بودند . در عكس برداري هاي هوايي كه درسال 67 توسط مهندسان ژاپني از روي آسمان خير گرفته شد ، مشخص شد كه در كف اين درياچه مقادير بسيار زيادي عنصر اورانيوم و ديگر عناصرپرتو زا وجود دارد . در سال 85 توسط كارشناسان ايراني آزمايش هاي گوناگوني بر روي آب و خاك كف درياچه انجام شد و طبق گزارش هاي غير رسمي و غير موثق از مردم ، گويا بايد شعاع چند ده كيلومتري آن خالي از سكنه شود . با لحاظ مسايل سياسي و امنيتي فعاليت هسته اي بر روي درياچه با خبر رساني شفاف همراه نبوده و كاملا منطقي به نظر مي رسد . تا سال 87 هيچ نوع تاسيسات دائمي و سيار در ساحل بختگان مشاهده نشده است ، ولي با توجه به اهداف جمهوري اسلامي براي پيشرفت در صنعت صلح آميز هسته اي ، تاسيسات استخراج و غني سازي اورانيوم در آينده دور در خير ايجاد خواهد شد و اين يك فال نيك براي مردم خير و شرق فارس است . درياچه بختگان زيستگاه بسياري از پرندگان وحشي دريايي است . يكي از اين پرندگان فلامينگو است كه از سيبري روسيه به بختگان مهاجرت مي كند . پرندگان ديگر انواع غاز وحشي ، پليكان خاكسترى ، لك لك پاقرمز ، آنقوت ، حواصيل ، اردك صحرايي ، مرغ آتشي ، مرغابيها ، كشيمها ، كاكايي ها ، پرستوهاي دريايي ، ماهي خوركها ، انواع گنجشكسانان ، عقابها ، سنقرها ، هوبره ، بلدرچين ، درنا ، كبك ، چلچله ، داركوب پري شاهرخ ، دال ، بحري ، بالابان ، شاهين ، ليل و دليجه است ؛ كه تعداد غاز وحشي بسيار زياد است . در ساحل درياچه بختگان ، يك پوشش نمك خوراكي وجود دارد كه مردم بومي از آن استفاده ميكنند ؛ همچنين يك پوشش گياهي شامل درختان گز، كهكم (kahkom) ، پسته وحشي (بنه) ، درختچه هاي خار دار و ... وجود دارد كه به سمت كوه انبوه تر مي شود . در اين ساحل هيچ گونه اسكله قايق سواري وجود ندارد ، ولي مردم بومي به ندرت از قايق هاي موتوري استفاده مي كنند . فاصله ساحل تا جاده اصلي كمتر از 2 كيلومتر است . در شمال جاده بلافاصله باغ هاي انجير شروع مي شود و تا بالاتر از دامنه كوه ادامه دارد . اين چشم انداز با توجه به ميزان بارندگي كم ، گرماي نسبي هوا ، و آب و هواي نيمه گرم وخشك فارس يكي از زيباترين مناطق ديدني جنوب ايران محسوب مي شود و شايد به خاطر قرار گرفتن كوه ، انجيرستان ، جاده و درياچه در يك راستا اين منطقه در ايران منحصر به فرد باشد . اما به دليل دور بودن از محور اصلي شيراز –كرمان ، نبود امكانات رفاهي و پمپ بنزين ،عدم آگاهي مردم و بي مهري شبكه فارس در شناساندن منطقه حفاظت شده بختگان به مردم فارس اين منطقه نتوانسته است به جايگاه شايسته خود دست يابد . با عبور از عرض درياچه بختگان به يك سري تپه و كوه مي رسيم كه خالي از سكنه است . در اين منطقه حيوانات وحشي مانند شاهين ، كبك ،گربه وحشي ، پلنگ ، قوچ كوهي ، كل ،پا زن ،بز كوهي ، شغال ، گرگ ، روباه ، خرگوش ، موش صحرايي و مار وجود دارد . دسترسي به اين منطقه بسيار مشكل است و اطلاعات دقيقي از آن در دسترس نيست . در بخشی از ساحل جنوبي درياچه بختگان يك منطقه نيزار وجود دارد كه مردم بومي به آن بيشه مي گويند . ارتفاع گياهان بيشه به 2 متر ميرسد . در كوه هاي جنوب درياچه بختگان كبك ،گرگ ، روباه ، شغال ، شاهين ، موش صحرايي و خرگوش ديده مي شود ؛ تا سال 68 بز كوهي ، كل و پازن نيز در اين كوه ها شكار مي شد ولي در سال هاي اخير هيچ يك از اين جانداران ديده نشده است كه به نظر مي رسد نسل آنها در اين كوه منقرض شده است . بزرگترين دشمنان اين حيوانات زيبا ماموران حفاظت از محيط زيست و مردم بومي بودند . شب هايي كه ماه كامل است با درخشش نور نقره اي در آب درياچه يك منظره بسيار زيبا پديدار مي گردد كه بسيار چشم نواز است . غير از چشمه آبگرم ، چشمه هاي كوچك ديگري نيز به بختگان سرازير مي شود ، علاوه بر اين مسيله هاي متعددي در ماه هاي باران خيز به بختگان مي ريزد . رود خانه كُر (kor) در خرامه نيز به بختگان مي ريزد .
در بند زير گزارش خبرنگار روزنامه ايران درباره درياچه بختگان آمده است:
"گونه هاى كمياب «پليكان خاكسترى» و «لك لك پاقرمز» در تالاب درياچه «بختگان» در استان فارس فرود آمدند . مهندس «مجيد ابدى» مديركل حفاظت محيط زيست استان فارس ضمن بيان اين مطلب گفت: اين پرندگان كه پس از گذشت ۱۵ سال تالابهاى فارس را ترك كرده بودند، امسال در درياچه بختگان مشاهده شده اند. وى پليكان خاكسترى و لك لك پا قرمز را ازجمله گونه هاى كمياب و درحال انقراض عنوان كرد و افزود: تاكنون ۱۰۰ قطعه پليكان پاخاكسترى و حدود سه هزار لك لك پاقرمز در اين منطقه مشاهده شده است كه به همراه هزاران قطعه «آنقوت» و «حواصيل» در درياچه بختگان، زمستان گذرانى مى كنند . وي همچنين از فرود بيش از ۳۰ هزار قطعه انواع اردك، ۱۰۰هزار قطعه فلامينگو و هزاران قطعه انواع پرنده مهاجر ديگر دراين منطقه خبرداد و تصريح كرد: اين پرندگان امسال ازمناطق حاشيه درياى خزر و درياچه اروميه به استان فارس مهاجرت كرده اند.مديركل حفاظت محيط زيست استان فارس اظهارداشت : نيروهاى حفاظتى اداره كل حفاظت محيط زيست استان براى حفاظت از نسل پرندگان درحال انقراض ، با گشت و كنترل شبانه روزى دراين منطقه از ورود شكارچيان متخلف جلوگيرى مى كنند.
وى در پايان از ساكنان همجوار تالاب درياچه بختگان خواست تا ضمن همكارى با مأموران محيط زيست، هرگونه مرگ و مير مشكوك پرندگان يا تخلف شكار را به اداره كل حفاظت محيط زيست استان فارس اطلاع دهند."
در بند زير قسمتي از پايان نامه كارشناسي ارشد آقاي سعيد گرگين از دانشگاه تربيت مدرس 1376 آورده شده است:
h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r
مطالعه ليمنولوژيک درياچه بختگان
درياچه بختگان با داشتن ويژگي هاي فيزيکي ، شيميايي و بيولوژيکي خاص خود به عنوان يک درياچه کم نظير در مناطق خشک و نيمه خشک به حساب ميآيد . اگر چه اين درياچه بزرگترين درياچه استان فارس به شمار ميرود ، اما اطلاعات کمي درباره آن در دست است و مطالعات گذشته نيز به يک فصل خاص محدود ميشود . از اين رو، مطالعه ليمنولوژي درياچه بختگان مورد توجه قرار گرفت تا بدين وسيله ضمن مطالعه درياچه در طول يک سال ، تغييرات عوامل فيزيکي ، شيميايي و بيولوژيکي آن نيز مورد بررسي قرار گيرد . براي اين منظور پنج ايستگاه بر روي درياچه تعيين گرديد و در پنج نوبت نمونه برداري شدند . نمونه برداري ها از بهمن ماه 1374 آغاز و تا آبان ماه 1375 ادامه يافت . نتيجه اين بررسي نشان دهنده تغييرات وسيع در فاکتورهاي فيزيکي ، شيميايي و بيولوژيکي درياچه در طول يک سال است . به طوري که ميزان اکسيژن و PH آب از سمت غرب به شرق درياچه کاهش يافته اما ميزان شوري آب از غرب به شرق درياچه افزايش مي يابد . تغييرات موجود در اين عوامل باعث تغيير پراکنش ، تراکم و تنوع انواع موجودات آبزي ميگردد ، بطوري که درياچه از نظر موجودات زنده به بخشهاي متفاوتي تقسيم ميشود . به عنوان مثال گونه Artemia sp. منحصرا در بخش شرقي درياچه مشاهده ميگردد و اين در حالي است که گونه Cyclops sp. در غرب و گونه Eucypris sp. در ناحيه حد واسط شوري يافت ميگردند . تنها گونه ماهي درياچه Aphanius sophiae ميباشد که در تمام قسمتهاي درياچه مشاهده ميشود . پراکنش گياهان آبزي درياچه نيز تنها به بخش غربي محدود ميگردد . با توجه به حساس بودن عوامل فيزيکي، شيميايي و بيولوژيکي درياچه ، هر گونه دخالت و تصرف در اين محيط ، در صورتي که بدون شناخت و آگاهي کامل از شرايط درياچه انجام گيرد زيان آور بوده و موجب تخريب شرايط زيست موجودات درياچه ميشود پس به صورت لايههاي مستقل و بلورهاي درشت در گل و لاي رشد كرده و تشكيل آن در زماني بوده كه سطح آب به حداقل رسيده است . كلسيت هاي موجود آواري است و همراه آب رودها به درياچه رسيدهاند و تغيير مقدار آن نسبت به كوارتز ، نمايانگر تغييرات آب و هوايي است . گاهي در رسوبات درياچهاي گل و لاي دولوميتي هم وجود دارد كه ممكن است به شيوه جانشيني تشكيل شده باشند . نمك طعام و فلدسپارهاي پتاسيمدار كاني فرعي هستند . اگرچه در نهشتههاي كف ائوليت ديده نشده ، ولي در كرانه باختري درياچه ، ائوليت در حال تشكيل است . در اين نهشتهها ، اثري از خاكسترهای آتشفشانی ديده نشده است . در ضمن نمك مجزا هم ديده نشده كه نشان ميدهد درياچه هيچگاه به طور كامل خشك نشده است . آب درياچة اروميه با pH از 2/7 تا 6/7 از نوع كلريدسديم ، منيزيم و سولفات سديم و در حالت زيرقليايي است . تغيير شوري آب ، رابطة عكس با ژرفاي درياچه دارد و با افزايش ژرفا ، شوري كمتر ميشود . ميزان شوري آن در هنگام پرآبي 220 گرم در ليتر و در تابستان تا 280 گرم در ليتر افزايش مييابد . سطح آب در فصول مختلف تا يك متر در نوسان است و به همين دليل در مواقع پر آبي بخشهايي از ساحل آن به زير آب ميرود. به رغم شوری زياد ، جلبكهاي سبز مانند Dundella ، سختپوستان Artemia salina و باكتريها از موجودات زنده درياچه هستند . اين جانداران در دوام درياچه نقش مؤثر دارند و از نابودي آن جلوگيری ميكنند . درياچههای بختگان و طشك دو فرو نشست ميان كوهي هستند كه ارتفاع آنها از سطح درياي آزاد حدود 1558 متر است . درياچه بختگان كه در باختر نيريز قرار دارد و به صورت يك فرو افتادگي كشيده به طول تقريبي 70 تا 100 كيلومتر است كه روند شمال باختر – جنوب خاور دارد و سطح زير پوشش آن حدود 2000 كيلومتر مربع است . سواحل اين درياچه با رسوبات سفيدرنگ تبخيري پوشيده شدهاند ولی در سواحل نزديك به سنگ های افيوليتی، رنگ تيره تر است . درياچة طَشك با وسعت تقريبي 800 كيلومترمربع در شمال باختري درياچه بختگان و 160 كيلومتري خاور شيراز قرار دارد . تنها راه ارتباطي اين دو درياچه، از طريق دلتاي رود كُر است كه بخشي از آن به درياچه بختگان و بخش ديگر به درياچه طشك ميريزد . تعدادي جزيره و شبه جزيره كوچك و بزرگ از جنس راديولاريت ، سنگهای پلاژيك و آهكهاي سروك در اين دو درياچه وجود دارند كه مهمترين آنها جزاير نرگس و گنبان (در درياچه طشك) و جزيرة مناك در درياچه بختگان است كه مساحت آنها، تابع شرايط بارندگی سالانه است . بلندترين نقطه جزيره گنبان 1734 متر از سطح دريا است كه از سطح درياچه حدود 185 متر بلندتراست . تأمين كننده اصلي آب اين دو درياچه، « رودكُر » است. درياچه طشك ژرفايي كمتر از بختگان دارد و در فصول خشك ، ارتباط آن با بختگان قطع مي شود."
پرفسور لوفر ، استاد دانشگاه ، در سمیناری در سالن كنفرانس دانشكده علوم دانشگاه شیراز ، دربارهی اهمیت و بی نظیر بودن دریاچه بختگان در حضور جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه شیراز و مسئولین محیط زیست فارس گفت: «دریاچه بختگان از نظر اقتصادی جایگاه بسیار مهمی دارد و می تواند به مكانی توریستی تبدیل شود و دارای گونه های نادر جانوری است . اما با توجه به اهمیت و جایگاه آن ، آنچنان كه شایسته است به آن توجهی نشده است.» وی تاكید كرد: «باید برای استفاده از توانمندی های دریاچهی بختگان برنامهریزی مطلوبی صورت گیرد.
امامزاده شاه عبد العظيم(ع):(شابدله ظيم)
مقبره امامزاده شاه عبدالعظيم(ع) در نزديكي درياچه بختگان وروستاي خانه كت در50 كيلومتري فرعي خیر که منشعب از محور شيراز-كرمان و در 130 کیلومتری شیراز است ،قرار دارد . اين مقبره شامل 2 گلدسته ، گنبد ، صحن كوچك داخلي ، ضريح مطهر ، محوطه ، باغ روبروي مرقد و سرويس كامل بهداشتي مي باشد . بسياري از مردم بومي نذور خود را در اين مكان مقدس ادا مي كنند . مردم خیر امامزاده شابدله ظیم (ع) را برادر امام رضا (ع) می دانند اما در برخی از نوشته ها امامزاده شابدله ظیم (ع) را فرزند عبد الله بن شاهزاده اسماعیل پسر شاهزاده محمد پسر شاهزاده عبدالله باهر پسر امام سجاد (ع) می دانند و وی را ندیده ی حضرت سجاد (ع) می دانند . متوکل عباسی خلیفه بغداد (232-247 قمری)به حاکمان و گماشته های خود دستور داده بود نوادگان مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) را در هر جا دیدند تعقیب کنند و پس از دستگیری به شهادت برسانند . گماشته ها بیشتر در مسیر خوزستان ورجاوند ، فارس باستان و بنادر جنوب که از پایگاه های شیعه نشین ایران بودند قرار داشتند . اما امامزاده شابدله ظیم (ع) که همراه برادران و پیروان سرور پرهیزگاران علی بن ابی طالب (ع) از راه بنادر جنوب وارد دشتستان می شوند و ایشان که می خواستند به شهر قم بروند به دلیل بیم و وارو از گماشته ها و حاکمان متوکل عباس یا شبانه حرکت می کردند یا از بیراهه ها حرکت می کردند و پس از گذراندن مسیر طولانی ، در جنوب دریاچه بختگان در دامنه کوه سیاه خانه کت خیر با گماشته های متوکل عباسی که از طوایف الیاسیان مقیم لارستان بودند درگیر می شوند و به شهادت می رسند که تاریخ واقعه حدودا به 1200 سال پیش بر می گردد . اما خیری ها که از پیروان اهل بیت بودند پیکر مطهر آن حضرت را در مکان فعلی به خاک می سپارند و بقعه متبرکه ای بر روی مزار آن حضرت می سازند .
چشمه وقدمگاه خضر نبي(ع) (خدر) :
در 10 كيلومتري فرعي منشعب از محور شيراز-كرمان قرار دارد ونيم كيلومتر بايد از جاده آسفالت دور شد . در اين مكان يك چشمه بزرگ آب شيرين ، تعدادي درخت و قدمگاه خضر نبي به صورت يك اتاق وجود دارد كه در دامنه كوه قرار دارد . تعداد زيادي از مردم بومي براي رفع حاجت شب هنگام به اين مكان مقدس مي آيند و تا سحر به خواندن نماز و ادعيه مي پردازند . چشمه نزديك به 100 هكتار از زمين هاي خير را مشروب مي كند.
چشمه آب تلخون (owtalxun) :
در 12 كيلومتري فرعي منشعب از محور شيراز-كرمان و بلافاصله كنار جاده قرار دارد . آب از زير زمين مي جوشد و در يك نهر بزرگ جمع شده و زمين هاي كشاورزي را مشروب مي كند . مردم بومي براي شست و شوي فرش به چشمه مي آيند.
چاه قاضي وباغ قاضي :
شامل يك چاه آب شيرين و يك باغ كوچك از درختان پسته وحشي(بنه)، گز ،كهكم ، بيد و ... است كه در دو سوي جاده اصلي سهل آباد - خانه كت و پس از آبگرم قرار دارد.اين چاه وباغ توسط يك قاضي ايجاد شده كه اطلاعاتي از آن در دسترس نيست.

چهار طاقي تخريب شده خانه کت : (چارتاقي)
چهارطاقی عمارتی ایست که روی آتشکدههای هر دیار ساخته میشده است که عبارت است از چهار طاق حول آتشکده که توسط سقفی گنبدی که گودال آتش آتشکده را از باران و برف حفاظت میکرده است، به هم متصل میشوند . در بسیاری از روستاهای مرکزی ایران این سازه ها به چشم میخورند . البته از آن جا که این سازه ها در بهترین مکانهای هر دیار ساخته میشدهاند بسیاری از آن ها بعد از اسلام جای خود را به مسجد داده اند . چهار طاقی تخریب شده خانه کت ، شامل تلي از خاك است كه شكل مربعي پي آن و خشت هاي كوچك به كار رفته ديده مي شود . اين مكان در كنار جاده اصلي و بين آبگرم و مرقد امامزاده شاه عبد العظيم(ع) قرار دارد . اين مكان را مردم بومي چارتاقي مي نامند و از بناهاي مذهبي زرتشتيان است . با اين سند معتبر مي توان حداقل قدمت خير را به اواخر دوره ساسانيان يعني 1600 سال پيش دانست . با اين سند معتبر 1600 سال پيش در خير سكونت وجود داشته و دين مردم آن زرتشتي بوده است .
چهارطاقی ماهفرخان ( چارتاقی مفرغون mafarġun) :
در روستاي ماهفرخان چهارطاقي بزرگي كه از سنگ و ساروج ساخته شده قرار دارد و درميان انارستان های اين روستا جلوه باشکوهی دارد . در زاويه شرقي و جنوبي درگاه و در ورودي ديده مي شود . در برابر درگاه شرقي در زاويه غربي بنا نيز درگاه ديگري واقع شده است درضلع شمالي بنا ديواري يك دست قرار دارد و به نظر مي رسد از پشت به بناي ديگري كه اكنون كاملا تخريب شده است متصل بوده است . در درون چهارطاقي گنبد با نيم دايره اي كم عمق و ضربي هاي كوچك درچهار زاويه سقف تزيين شده است . از لحاظ سبك معماري و ويژگي هاي بنا مي توان اين بنا را متعلق به عصر ساساني دانست .
كاروانسراي تخريب شده خانه کت :
اين كاروانسرا در پايين مرقد امامزاده شاه عبد العظيم(ع) و در 3 كيلومتري ساحل درياچه بختگان قرار دارد . سازه این کاروانسرا با سنگ و ساروج ساخته شده بود . در صفحه 487 کتاب فارس نامه دوم سبک معماری سازه را مربوط به دوره سلجوقی (429-590قمری) می داند . سقف اين كاروانسرا تخريب شده و درون آن به محل زندگي مار و سوسمار تبديل شده است. وجود اين بنا نشان دهنده گذشتن يك راه مهم از خير مي باشد كه به احتمال زياد راه كرمان به شيراز بوده است .قدمت این بنا به حدود 900 سال پیش باز می گردد .
البته وجود سنگ نوشته يا اسناد تاريخي مانند سفال و از اين قبيل در ماهفرخان و ... نيز يافت شده كه براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به كتاب جغرافياي تاريخي استهبان رجوع كنيد .
برج راهداری خانه کت :
نخست نگاه کنیم که واژه خانه کت در برخی نوشته ها به صورت خان+زیر( ِ) +کت آمده است یعنی خان به چم (معنای) بزرگ و ارشد و حاکم . این سازه با فاصله پنجاه متری کنار کاروانسرای تخریب شده قرار دارد . و شکل مربعی آن قابل دید است . دیوار های آن گلی و قطور است و سقف آن فرو ریخته و مقداری از دیوار های آن تخریب نیز شده است . احتمالا دیوارهای آن حدود 8 متر بوده است . در برخی از نوشته ها این سازه را به دوره قاجار نسبت می دهند که حاکی از وجود یک راه مهم در دوران قاجار در منطقه خیر بوده است . البته سکه های مسی متعلق به زمان فتحعلی شاه قاجار در خیر پیداشده است .
قلعه شاه نشین خیر :
قلات یا کلات یک واژه معرب از ریشه های قله ، کلاتا ، کلا ، کلا و کلایا از زبان تبری است که در زبان عربی به صورت قلعه یا قلعات آمده است و به معنی قلعه مستحکم ، حصار ، ده کوچک ، یا کاخ شاهی که در اطراف آن خانه ها را سازند یا محوطه محصور با دیوارها و برج ها ی محکم برای اقامت مردم سکنه و جلوگیری از حمله دشمنان ، آمده است . همه روستاهای خیر تا زمان پهلوی اول قلعه ای بوده است مانند قلعه دربندان ، قلعه سون ، قلعه رشید آباد و .... که همگی آنها با تغییر در روند زندگی مردم و ساخت و سازهای جدید نابود شد . مهمترین عامل ساخت قلعه ها زندگی خویشاوندی ، جمعیت کم و جلوگیری از حمله دزدها بوده است . قلعه خیر میان روستاهای سهل آباد ، دربندان ، ماهفرخان و در قسمت پایانی کوه های خانه کت معروف به پوزه قلات (دهنه قلات) ، در فاصله یک کیلومتری ماهفرخان قرار دارد و به قلعه شاه نشین معروف است . بقایای دیوار ها ، باروها ، آب انبارها ، پله ها و آثار بسیاری از سفال مربوط به دوران ساسانی و اسلامی در اطراف کوه حکایت از عظمت قلعه می کند . این قلعه بر قسمت مخروطی کوه ساخته شده و از لحاظ استراتژیک به تمامی خیر مسلط است و راه بسیار دشواری در رسیدن به آن را باید پیمود (صفحه 125 کتاب گروسی)
۱۰۰درصد مردم خير با كشاورزي سر و كار دارند. خير را گاهي ، جلگه خير مي نامند كه اين به خاطر وضعيت جغرافيايي و زمين هاي حاصل خيز آن است . خیر در زمستان ها آب و هوای نسبتا معتدل توام با بارندگی و در تابستان ها ، هوايی گرم و خشك دارد . آب و هوای اين منطقه به علت بارندگی نسبی ارتفاعات ، نسبت به شمال و شمال غربی فارس وضعيتی کاملا متفاوت دارد ، ميزان باران اين منطقه بين 200 تا 400 ميلی متر در سال است . آب و هوای خیر مشابه شهرهای شيراز ، كازرون ، فسا و فيروزآباد می باشد . دماي هوا در روزهای گرم تابستان به 38 درجه و در زمستان به منفي 5 درجه سلسيوس مي رسد . هواي خير از هواي شيراز خنك تر است و اعتدال هواي خير مانند ساير نقاط فارس مي باشد ، مثلا بادام در اواخر بهمن شكوفه مي دهد و گاهي اوقات اندكي از درختان مانند انگور و آلو در اول پاييز به ندرت شكوفه مي دهند ؛ همچنين شهريور ماه دماي هوا پايين مي آيد به طوريكه افت دما با دماي تير و امرداد محسوس مي باشد . گاهي اوقات در تابستان ها هم رگبار مي بارد مثلا در تابستان 85 پنج بار ، رگبار داشتيم . بارش برف به صورت كوتاه و خيلي كم اتفاق مي افتد . كشاورزي مردم خير بيشتر گندم ، جو ، ذرت ، پنبه و گوجه فرنگي و كمتر جاليز ، بادمجان ، آفتابگردان ، نخود ،چغندر قند و ... مي باشد .

محصولات باغي خير به ترتيب سطح كشت شامل انجير ، انواع سيب بهاره ، انواع زردآلو ، انواع آلو ،انواع انار ، گردو ، بادام و گلابي مي باشد كه در سطح جهاني انجير خير مرغوب ترين انجير محسوب مي شود كه در ايران با عنوان انجير شيرازي به فروش مي رسد .

مرغوب ترين انجير خير ، انجير صدي يك (sadiyak) مي باشد كه قيمت آن در بازار سال 87 حدود ۲۰000 تومان بود .

سيب بهاره كه نوع پر محصول آن سيب كرجي و سيب گلاب مي باشد . ويژگي اين دو سيب در مقايسه با سيب پاييزه طعم و مزه شيرين ، ريزتر بودن و خوشرنگ بودن آن است . انواع ديگر آن قصرودشتي- ترش مصري و پنبه اي مي باشد . قيمت سيب مرغوب خير در بازار شيراز در بهار 87 حدود 900 تومان بود .

زردآلوي خير نيز انواع مختلفي دارد كه به ترتيب كيفيت اينگونه است : اسراييلي ، شدو ، اصفهاني ، جعفرخاني و تخم مرغي . زرد آلوي اسراييلي خيري در بازار شيرار در بهار 87 حدود 1500تومان فروخته شد . مرغوب ترين آلو ، گوجه سبز (=آلوچه=گوجه باغي) است كه خيري ها آن را آلو گرجه (آلو گوجه) (Alu ğorge) مي نامند . اين آلو كه سطح كشت زيادي را داراست ، در بهار 87 در بازار شيراز حدود 2500 تومان فروخته شد .
![]()
گوجه سبز به همراه سيب بهاره و زرد آلو در خير بيشترين سطح كشت را نسبت به مناطق ديگر جنوب دارد و از لحاظ مرغوبيت نيز همين طور است . اين سه محصول به كشورهاي حوزه خليج فارس (عمدتا امارات) و بازار تهران ، شيراز و اهواز صادر مي شود . ديگر آلوهاي خير ،كه كيفيت كمتري دارند شامل آلوسياه ، آلو زرد ، آلو طلايي ، آلو خمسه ، شفت آلو ، شليل ، خرمالو و هلو مي باشند . سطح كشت اين آلوها كم است . گردو ، انار ، بادام و گلابي خير كيفيت چنداني ندارند . در سال 80 زمين هاي محدودي به زير كشت پسته و زيتون رفت و با موفقيت اجرا شد و محصول آن هر سال برداشت مي شود . زنبور داري به ندرت در برخي كوهپايه هاي خير ديده مي شود . درخير هيچ نوع صنعت دستي بومي و قابل توجهي ديده نمي شود . در زمین های آنسوی دریاچه بختگان که به صورت دشت است دمبل می روید که گیاهی است از تیره ریشهداران و رده قارچ ها که در تداول عامه به قارچ های خوراکی اطلاق میشود . در دامنه کوهها نیز هکل که نوعی قارچ خوراکی است می روید و همچنین کنگر نیز می روید که برگهای آن خار دارد و بیشتر ساقه آن خوراکی است که همگی اینها پس از بارش باران در فروردین ماه می رویند . در گذشته كشت خشخاش و تنباكو نيز به شدت معمول بوده و مصرف تجارتی داشته است . اما امروزه اين كشت به كلی منسوخ گرديده است. همچنین به گفته خیری ها در برخی از دهه های پایانی سده 13 خورشیدی چنان ترسالی شدیدی بوده که در این منطقه چلتوک برنج می کاشته اند که در سده 14 خورشیدی کشت چلتوک به دلیل کاهش منابع آبی از بین می رود .
پیش از هر چیز باید اشاره کنم که گاهی اوقات واژه گویش را برای اقسامی از ساختارهای زبانی به کار می برند به طوریکه فهم و درک آن برای دیگر سخن گویان به آن زبان ممکن است مشکل ساز شود . اگر مثلا بگوییم گویش لری آنگاه در ذهن یک فارسی زبان از گویش دیگر نیز همین اندازه از فهم از گویش لری ایجاد می شود . در هر حال تفاوت میان لهجه ، گویش و زبان به نوع تعریفاتی که از آن ها می شود بستگی دارد . در اینجا منظور من از گویش خیری همان زبان فارسی به لهجه خیری است . لهجه خیری مانند لهجه های اصفهانی و شیرازی و ... برای فارسی زبانان بسیار ساده و قابل فهم است ولی اندکی تفاوت هایی دارد که بدانها اشاره خواهم کرد . يك الگوی همه گیر براي بازگو كردن گويش خيری وجود ندارد و با الفباي فارسی نمي توان خيلی خوب اين گويش را نشان داد . گويش مردم خير با گويش نيريزی ، آباده طشك و سرحد يكسان و با گويش فسايی ، رونيزی ، سروستانی همانندی بسيار نزديكی دارد و با گويش دارابی ، جهرمی ، كواری ، آباده ای ، دهبیدی ، خرم بیدی ، صفا شهری و مرودشتی همانند است و با گويش شيرازی و ديگر گويش های فارس نسبتا همانند است . گويش خيری را مي توان با ديگر گويش هاي خاور استان فارس در يك دسته بررسي كرد . برخي مي گويند گويش شرق فارس بين گويش هاي شيرازي و كرماني است . ولي اين يك سخن نادرست است و گويش شرق فارس همانندی هاي بسیاری با گويش شيرازي دارد ولي هيچ همانندی با گويش كرماني ، چه در لحن و چه در واژگان ندارد . آخشیجگان (عناصر) گويش خيري شامل واژگان ، واژه ساخت ها (اصطلاحات) و دستور مي باشد . واژگان خيري شامل واژگان فارسي معيار ، واژگان فارسي بومي و شمار كمي واژگان پهلوي است . براي برخي از واژه هايي كه خيري ها استفاده مي كنند در واژه نامه هاي فارسي معنايي وجود ندارد و اينها واژه هاي پهلوي و سره فارسي باستان هستند . بسياري از اين واژه ها در گويش شيرازي و ديگر گويش هاي فارس ديده مي شوند . خيري ها همانند ساير مردم خاور فارس تا حدودي تند سخن می گویند و به همين شوند (دلیل) براي آسان تلفظ كردن در واژگان فارسي ابدال ، ادغام و اخفاف انجام مي دهند كه هيچ الگوي مشخصي براي آن وجود ندارد . اصطلاحات خيري با اصطلاحات ديگر گويش هاي فارس تقريبا يكسان است و تفاوت اين اصطلاحات با اصطلاحات فارسي گفتاري معيار ايران در استفاده از واژگان و حروف اضافه و ترتيب آنهاست . دستور صرف افعال ، ضماير ، شناسه ها و ترتيب پایه های جمله با دستور فارسي گفتاري معيار ايران كاملا يكی است و گاهی اوقات زمان های فعلی دیگری نیز اضاف بر این موارد داریم . دیگر ویژگی گویش خیری تعداد زیاد قید ها است که حالات متفاوتی در وقوع فعل را بیان می کند . علاوه برقیدهای زبان فارسی قیدهای دیگری نیز در گویش پارسی خیری داریم .
نگهداری يك گويش نياز به تعصب يا هيچ حركت فرهنگي نداره. چرا؟
اول اينكه هر وقت مردمي اراده كنند كه گويش خودشون رو نگه دارند ، اون رو دوست داشته باشند و تحت هر شرايطي به اون گويش صحبت كنند ، خواه ناخواه آن گويش جاويدان خواهد موند . ديگه اينكه ما فارسي زبون ها يك زبون رسمي و يك گفتار معيار داريم كه نسبت به تموم گويش هاي فارسي درست تر و زيبا تره . و همه ما براي نگهداري و ارتقاي اون تلاش مي كنيم . پس ما فارسي زبون ها اگر به گويش محليمون صحبت نكنيم چيز زيادي رو از دست نداديم . ما فارسي زبون ها در طول سير تاريخي زبون فارسي همواره به سوي ساده كردن و زيبا كردن زبونمون پيش رفتيم و همين هم باعث شده كه علي رغم جهاني شدن هنوز زبون فارسي جذابيت هاي خودش رو داره و طرفداراش در عين ناشناس بودنش ، روز به روز زياد تر ميشن .
تنها چيزي كه توي نگه داشتن گويش ها مي تونه سودمند باشه اينه كه اگه يه روز فارسها به خودشون اومدن ، به خودشون و تاريخشون و فرهنگشون . و زبونشون اينقدر براشون مهم باشه كه حضور واژه هاي بيگانه را مانند يه آدم بيگانه اي بدونند كه تو خاكشونه يعني خواستند فارسي رو پالايش كنند از همين واژه هاي بومي در گوشه و نقاط خاك فارس ها استفاده كنند.
گویش خیری دارای 27 صامت و 17 مصوت هست که براي نشان دادن آن از الفباي لاتين استفاده مي كنم :
|
فارسي |
معادل لاتين |
|
اَ |
a |
|
اُ |
o |
|
اِ |
e |
|
آ |
A |
|
ئي |
i |
|
او |
u |
|
ب |
b |
|
پ |
p |
|
ت |
t |
|
ث |
s |
|
ج |
g |
|
چ |
ĉ |
|
ح |
h |
|
خ |
x |
|
د |
d |
|
ذ |
z |
|
ر |
r |
|
ز |
z |
|
ژ |
j |
|
س |
s |
|
ش |
š |
|
ص |
s |
|
ض |
z |
|
ط |
t |
|
ظ |
z |
|
ع یا همزه در وسط یا آخر واژه |
â |
|
غ |
ġ |
|
ف |
f |
|
ق |
q |
|
ك |
k |
|
گ |
ĝ |
|
ل |
l |
|
م |
m |
|
ن |
n |
|
واو فارسي |
v |
|
واو عربي |
w |
|
ه |
h |
|
ي |
y |
|
فتحه كشيده |
à |
|
فتحه کشیده تر |
á |
|
کسره کشیده |
è |
|
کسره کشیده تر |
é |
|
ضمه کشیده |
ò |
|
ضمه کشیده تر |
ó |
|
آ کشیده |
Ä |
|
آ کوتاه |
Ā |
|
او کشیده |
Ŭ |
|
مانند تلفظ پایانی در کلمه go در انگلیسی |
ow |
|
نوعی ب یا واو |
ß |
|
نوعی م |
Ṁ |
آوردن دو حرف پشت سر هم به معناي تشدید آن حرف است.
آوردن هر نوع علامت بر روی یک حرف به غیر از حروف علامت دار آورده شده در جدول به معنای کشش آن حرف است .
علامت ` نشان دهنده مكث بين دو حرف در تلفظ است.
ß نوعی ب یا واو هست که تلفظ آن مانند ب هست اما لب ها به هم نزدیک می شوند (غنچه ای می شوند ) اما به هم نمی رسند و بیشتر ب هایی که در هر جایی از واژه به جز در اول واژه قرار دارند اینگونه تلفظ می شوند .
Ṁ نوعی میم هست که در بیشتر حرف های واژه به جز در حرف اول اینگونه تلفظ می شود . تلفظ آن ، همان تلفظ میم هست با این تفاوت که به جای چسبیدن لب بالایی بر روی لب پایینی دندان های نیش با لب پایینی برخورد می کنند .
یك شعر خيري را در اينجا مي آورم:
نگار من نشسّه بر لب جو
neĝAre man nešesse bar labe gu
گلي كه اُوْ مي ياره ميكنه بو
ĝoli ke ow miyAre mikone bu
گلي كه اُوْ مي ياره بو نداره
ke ow miyAre bu nadAre ĝolı
خودم غنچه شوم تا يار كنه بو
xodom ġonĉe šavam tA yAr kone bu
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نگارا بند طنازت مرا كشت
neĝArA bande tannAzet marA košt
شلال گمپ دسمالت مرا كشت
šalAle ĝompe dasmAlet marA košt
دمي كه مي زني كركين به قالي
dami ke mizani karkin be qAli
سينه ي پر گل نارت مرا كشت
sineye por ĝole naret marA košt
_______________________________________________
يك ضرب المثل خيري:
وقتي رسيدي اَ شهر كورون دس بذا رو چيشات
vaqti rasidi a šáre kurun das bezA ru ĉišAt
_______________________________________________
يك متن:
لبخندامه جم كردم بِرِي روز مبادا.
labxandAme gàm kardam berey ruze mabAdA
با خودُم ميگم نكنه روز مبادام يه روزي باشه ماثه امروز
ba xodom miĝam nakone ruze mabAm ye ruzi başe mAse emruz
گاسه هم امروز روز مبادا باشه
hem emruz ruze mabAdA baše ĝase
ماثه:مثل ِ
گاسه :شايد
هِم:همين
_______________________________________________
متن زیر یکی از اشعار فروغ فرخزاد هست :
حرفی به من بزن
آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد
جز حس درک زنده بودن از تو چه می خواهد؟
Harfi bezan a man
AyA kasi ke mehrawuni yay gesme zenneye a to mibaxše
Joz hesse darke zenne budan a to ĉe mAxA
من از عناصر چهارگانه اطاعت می کنم
و کار تدوین نظام نامه ی قلبم
کار حکومت محلی کوران نیست
Man a anAsore ĉArgAne etAât mikonam
Va kAre tadvine nezAm nّAmeye qalbom
kAre hukumate mahalliye kurAn nis
همیشه خواب ها
از ارتفاع ساده لوحی خود پرت می شوند و می میرند
من شبدر چهار پری را می بویم
که روی گور مفاهیم کهنه روییده است .
Hamiše xowA
a ertefA sAde lowhiye xodešun pert mišano mimiran
man šabdare ĉarpari ye bu mikonam
ke ru gure mafAhime kAne sowz šode
می بویم : بو می کنم
روییدن :سوز شدن (سبز شدن)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انسان همان چیزی است که باور دارد . آنتوان چخوف
ensAn hoḿ ĉiyi ye ke bAvar dare
به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم . آندره ژید
Be nazare man mA ruzi mimirim ke naxeym o natunim a zibAyi lezzat bebarim o dar sadad nabašim uwe dus bodArim
به اسامي شناخته شده ( معرفه) و اسمهايي كه مورد اشاره واقع مي شوند (مشار اليه) حرف واو با تلفظ اوu اضافه مي گردد.
اون پسره : او پسرو
اين كتاب : اي كتابو
اگر اسم معرفه و مشار اليه صفت بگيرند ، صفت واو مي گيرد.
همون دختر قد بلنده : هوم دختر قد بلندو
در تمام گويش هاي فارس اين ويژگي دیده می شود .
______________
ماضي استمراري منفي :
نمي + بن مضارع + شناسه : نِمnem + بن مضارع + شناسه
نمي تونم : نِم تونم nem tunam
______________
ماضي بعيد:
صفت فاعلي + بود + شناسه : صفت فاعلي + ِـيد eid+ شناسه
رفته بودم : رفتِيدم rafteydam
__________
هست : يه ye
شاپور خونه هست : شاپور خونه يه
ـــــــــــــــــــــ
اسم مصدر از ترکیب بن ماضی با حرف شین ساخته می شود که در گویش خیری از ترکیب بن ماضی با شت ساخته می شود :
ورزش ورزشت
کوشش کوششت
آموزش آموزشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ضماير:
اين: اي i
اون: او u
همين: هِم hem
همون:هوم hom
اينجا: اينجا ingA
اونجا: اونجا ungA
همين جا: هِم جا hemgA
همون جا: هوم جا homgA
______________________
كجا بشينيم؟ همين جا (با اشاره) كجُ بيشينيم؟ kogo bišinim هم جوْ hemgow
كجا يين؟ همين جا كجِيين؟ kogeỹn هم جا hemgA
در دو مورد بالا از لحاظ دستوري كلمه همين جا يك نقش واحد دارد و در گويش معيار يك تلفظ دارد ولي در گويش استان فارسي دو جور مي شود آن را تلفظ كرد و اين براي نزديك شدن حرف با حس مي باشد.
____________________________
فعل امراينگونه است : بِ + بن مضارع ؛ ولي در گويش خيري اينگونه است : بي/بو/بِ + بن مضارع ، كه براي ايجاد هم آهنگي با انتهاي بن يكي از آنها استفاده مي شود :
بگو : بوگو buĝu
بده : بيدي bidi
برو : بروْ borow
بشين: بيشين bišin
__________________________
اصلا هيچ چيزي قابل پيش بيني نيست !
بيا : بيوْ bıyow
بيايد : بي يين bıyeyn
بگو : بوگو buğu
بگيد : بيگين bığın
__________________________
برای دیدن شماری از واژگان خیری به لینک زیر بروید :
| تعداد بازديدكنندگان : | |
| تعداد افراد آنلاين : | |
| مركز آموزش ايرانيان | |